You Are Here: Home » انتخابات » از کابل به بغلان

از کابل به بغلان

از کابل به بغلان

روز شنبه به تاریخ ۲۷ سرطان ۱۳۸۸ مطابق july 18,2009 کاروان کمپاین بعد از ظهر بطرف بغلان حرکت کرد.

هرگام را که در این کشور بر میدارم، به هر سوئی که میروم نشانه خیانت و حتی جنایت به چشم می خورد. سفر ما بسوی شمال کشور گوشۀ از این واقعیت و حشتناک است. اولین برخورد ما به تونل سالنگ است که در سال ۱۳۸۶ توسط شرکت ترکی با قیمت چند میلیون دالر از کمکهائی کشور ناروی بازسازی شده است. دو سال از افتتاح آن نمی گذرد اما در حالتی است که کرزی در خواب هم تصور آن را نه خواهد کرد؛

با دو طفل بغلانی رو برو شدم. در این سن و سال مجبور هستند تا هیزم خانه را تهیه کنند.
در پل مخان مکتب تخته سنگ را دیدم که از مکتب فقط نام آن است چهار ماه میشود که حق الزحمه استادان را حکومت نداده است.

اولین تماس ما با مرکز بغلان ، پلخمری ناحیه دوم شهر بنام اده کابل بود که در آن از برق دولتی وآب آشامیدنی خبری نیست . تعداد چندین خانواده عودت کننده گان از سال ۱۳۸۱ تا امروز در بی تفاوتی کامل مقامات دولتی و ولایتی روز را شب و شب را روز میکنند.

خیمه را در پارک قهوه خانه نصب کرده و همان روز رسیدن سخنرانی در پارک ساعت ۴ بجه عصر داشتم که مورد استقبال گرم اهالی قرار گرفت. آنها برای شنیدن حقیقت آمده بودند.
نه برای پلو و چلو خوردن حتی چوکی برای نشستن نبود. در حالیکه در سخنرانی های دیگران حتی برای پلو و چلو خوردن کسی نمیرود. وضع محصلین بغلان که به اصطلاح در لیلیه زنده گی میکنند به تنهائی سند محکومیت سیاست مردان و سرد مداران قصر نشین این کشور است. این دانشجویان به فاصله بسیار دور از شهر در یک دشت و در تعمیر ویرانه نظامی که قبلاً فرقه بوده روز را شب و شب را روز میکنند، چون از زنده گی در آنجا نشانه نیست: تشناب ندارند، آب آشامیدنی ندارند، از آب گل آلود دریا استفاده میکنند، اطاق یا چیزی که اطاق نامیده میشود پنجره ندارند. نسل آینده افغانستان از ابتدائیه تا تحصیلات عالی به سرنوشت خود رها شد . همانطور که ما شاگردان مکتب ابتدائیه تخته سنگ را دیدیم که در زیر یک درخت، بالائی یک فرش پلاستیکی درس میخوانند و حتی برای بعضی شان فرش پلاستیکی هم نیست و بالائی یک تخته بزرگ نشسته اند.

بغلان در تاریخ گذشته افغانستان یکی از ولایات تولید کننده و پر در آمد بوده است. هنوز آثاری مثل آثار عتیقه از فابریکه نساجی آن (که با کارگران آن من ملاقات داشتم) معدن ذغال سنگ، فابریکه تولید برق، سیلو و فابریکه تولید سمنت باقی مانده است. این آثار عتیقه یا در حال نابود شدن کامل است یا در دست یک مافیائی اقتصادی می باشد.

About The Author

Number of Entries : 14

تمام حقوق محفوظ و متعلق به داکتر رمضان بشردوست می باشد

Scroll to top